تولید محتوا برای اینستاگرام ، داستان سرایی در کسب و کار ، اینستاگرام پزشکی ، سونوگرافی نیلو

جواب سونوگرافی را که گرفتم، غم عالم از چشم‌هایم سر خورد و ریخت روی برگه‌ای که با خطی خوش گزارشی از علائم یک بیماری وخیم را جزء‌به‌جزء توضیح داده بود. آدم در این لحظات چه کار می‌کند؟ هیچ. به دوردست‌ها خیره می‌شود و توی مغزش هزار سناریو دردناک را دوره می‌کند. اما من که گوشی موبایلم هم یار و دوستم است و هم ابزاری برای کار، اینستاگرام را باز کردم و پیچیدم داخل راستۀ سونوگرافی‌ها تا شاید یک جای دیگری بروم و آنجا چیز دیگری بگوید.

هشتگ سونوگرافی را سرچ کردم. هر چند ردیف یک‌بار تصویری با پس‌زمینۀ سفید و دستخطی کج می‌دیدم که نوشته بود: «داستان‌های مطب». من بیشتر به دنبال چهره‌ای بودم که در این لحظات به من بگوید: «چارۀ کار تو دست من است»، اما #سونوگرافی و داستان‌های مطب یعنی چه؟

روی تصویر زدم و شروع به خواندن کردم. اشک و لبخند با هم قاطی شد. وسط این‌همه نگرانی، اینستاگرام به دادم رسیده بود. تند‌وتند پست‌ها را باز می‌کردم و با خواندن هر کپشن حالم دگرگون می‌شد. از آن شب من فالوئر تشنۀ سونوگرافی نیلو شدم.

قصه گویی در اینستاگرام ، اینستاگرام پزشکی ، مصاحبه با یک پزشک

روح محتوای صفحۀ اینستاگرام سونوگرافی نیلو

استراتژی محتوایی اینستاگرام سونوگرافی نیلو برای من شبیه همان پرفیومی بود که آدم‌ها دربارۀ عطرش از شما زیاد می‌پرسند، اما خساست به خرج می‌دهید و اسمش را نمی‌گویید. اما بحث اخیر گروه متخصصان محتوا دربارۀ داستان‌سرایی در کسب‌ و کار و نمونه‌های موفق آن، من را تشویق کرد که با خانم دکتر قربانی مصاحبه‌ای انجام دهم و دربارۀ محتوای اینستاگرام سونوگرافی نیلو و عطر آن بنویسم.

محتوای اینستاگرام سونوگرافی نیلو از وسط قلب آدم‌های عاشق می‌آید. آنچه کاربر را به او وفادار کرده، از روح محتوای او سرچشمه می‌گیرد. خواندن داستان‌هایی از لحظات طلایی یک مادر منتظر، شنیدن دیالوگ‌هایی که هیچ‌گاه از جنین نشنیده‌اید، مشاهدۀ برشی از زندگی واقعی، یادگیری نکات آموزشی، اشارات طنز به باورهای نادرست و… صفحۀ اینستاگرام سونوگرافی نیلو را به فضایی دلنشین برای لذت و یادگیری تبدیل کرده است.

تیزبینی و شیطنت نویسنده و ادمین در کل صفحه قابل مشاهده است. چه زمانی که تصاویر، کپشن‌ها و هشتگ‌های دنباله‌دار را می‌بینید و چه وقتی که پاسخ ادمین به سؤالات کاربران را می‌خوانید.

نیلو مرکز تخصصی سونوگرافی مادران باردار است. نویسنده با ظرافتی تمام لحظه‌ای از آموزش به کاربر دست برنمی‌دارد. اما محتوای پزشکی و سلامت تمام آن چیزی نیست که به فالوئر خود منتقل می‌کند. نیلو دقیقاً می‌داند که مراجع و مخاطب هدفش بیمار نیست؛ بنابراین در انتخاب و تمرکز محتوا با وسواس عمل کرده است.

برای کشف این روح زیبا و کنجکاوی بیشتر با خانم دکتر قربانی، نویسنده و دارندۀ صفحه، مصاحبه‌ای انجام دادم که می‌توانید در ادامه آن را بخوانید.

خانم دکتر لطفاً خودتان را معرفی کنید؟

من فاطمه مهتاب قربانی، متخصص سونوگرافی و رادیولوژی و فارغ‌التحصیل دانشگاه علوم پزشکی ایران در سال 1376 هستم. چهار سال اول دورۀ تحصیلم را در آبادان گذراندم؛ یعنی تبدیل‌شدنم به متخصص سونوگرافی با مردم آبادان بود و در سال 1380 مشغول به کار شدم.

تجربۀ نگارش و نویسندگی شما به چه زمانی بر‌می‌گردد؟

به قول معروف من انشانویس خوبی بودم. از همان کودکی نمرۀ انشای من همیشه 20 بود. خاطراتم را می‌نوشتم. نامه می‌نوشتم و یک زمان‌هایی درد و دل‌هایم را برای دوستان یا مادرم با نوشتن بیان می‌کردم.
کلاً نوشتن برای من تسکین خوبی بود. ادبیات را بسیار دوست داشتم، به حدی که یکی از رشته‌های مورد علاقۀ من برای ادامۀ تحصیل در دانشگاه ادبیات بود؛ اما با توصیۀ پدر و معلم‌ها، پزشکی را انتخاب کردم و خدا را شکر الان پزشکی را خیلی دوست دارم و متوجه شدم که پزشک‌بودن مغایرتی با نوشتن و دوست‌داشتن ادبیات ندارد. به نظر من می‌شود رشتۀ اصلی پزشکی باشد، اما در کنارش آدم بنویسد، بخواند و نوشته‌هایش خوانده شود.

»» مطلب مرتبط :  چگونه محتوای جذاب در اینستاگرام تولید کنیم؟

لطفاً بفرمایید که صفحۀ اینستاگرام شما چطور شروع شد و با چه برنامه‌ای پیش رفتید؟

صفحۀ اینستاگرام را بسیار ابتدایی، با تصاویری که از جنین می‌گرفتیم، شروع کردیم. اوایل شاید پست‌ها قالب محتوایی واحدی نداشت و بسیار مختصرتر بود. اگر برگردید و پست‌های اول را ببینید شاید شبیه جنینی بود که هفته‌به‌هفته و ماه‌به‌ماه خودش به ما ایده می‌داد.

ما هیچ‌گونه مدیر تولید محتوایی نداریم، هیچ برنامه‌ریزی نداریم و همۀ کارها توسط خودمان انجام می‌شود. شاید من فقط نویسندۀ خوب‌تری هستم. همکاران جوان‌ترم ویرایش ویدیوها و تصاویر را انجام می‌دهند.
سپیده‌جان و زهرا‌جان به من کمک می‌کنند. سپیده ادمین صفحه و کمک بزرگی برای من است. زهرا‌جان هم تایپیست من است. هر دو بچه‌های فوق‌العاده باهوشی هستند که نقص‌های فناوری من را جبران می‌کنند. من تصویر را می‌گیرم، متن را می‌نویسم و با کمک بچه‌ها آن‌ها را پرورش می‌دهیم.

سپیده‌جان ادمین صفحه است و به دایرکت‌ها و پست‌ها دسترسی دارد؛ اما شغل دیگری دارد و آن هشتگ‌گذاری است. خودم و فالوئرها به محض انتشار پست منتظریم که سپیده هشتگ‌ها را بگذارد. واقعاً هشتگ‌های سپیده قابل پیش‌بینی نیست و حتی به ذهنمان خطور نمی‌کند که سپیده قرار است چه هشتگی بگذارد. گاهی خودم با خواندن هشتگ‌ها قهقه می‌زنم؛ اینکه چطور به فکرش می‌رسد و در واقع یکی از جذابیت‌های پیج ما هشتگ‌های این صفحه است.

علاوه بر این، به من در پاسخ‌گویی به مراجعان هم کمک می‌کند؛ البته با مدل خودش این کار را انجام می‌دهد. خودم تلاش بسیاری می‌کنم که به کامنت‌ها و سؤالاتی که به من ارتباط دارد پاسخ دهم، ولی پاسخ‌های سپیده در نوع خودش جالب است. مثلاً خانمی در کامنت‌ها می‌پرسد: «خانم دکتر 80درصد جنسیت درست است، یعنی چی؟» و سپیده می‌گوید: «یعنی 20درصد غلط است» و آن خانم جواب می‌دهد: «خیلی ممنون، مچرکم که جواب دادید.» این طنز سپیده در پاسخ‌گویی به دایرکت‌ها هم یکجورهایی مکمل نحوۀ بیان من در پست‌هاست.

»» مطلب مرتبط : ۸ ترفند ناب تولید محتوا اینستاگرام که برندها از آنها استفاده می‌‌کنند

اینستاگرام پزشکی ، اینستاگرام سونوگرافی نیلو ، تیم سونوگرافی نیلو

خانم دکتر چطور شد که این روش ارتباط با مخاطبان را انتخاب کردید؟

من فکر می‌کنم مشکل بزرگ اینستاگرام یا صفحات مجازی، واقعی‌نبودن صاحبان آن صفحه‌هاست؛ یعنی آن فرد در دنیای مجازی شخصیتی کاملاً معکوس یا خیلی دور از آن چیزی که واقعاً هست نشان می‌دهد و این باعث می‌شود که وقتی مخاطب صفحه را می‌بیند، مسلماً آن حس اعتماد را نداشته باشد و اگر هم اعتماد کند و به آن صفحه رو بیاورد، به‌صورت واقعی با او روبه‌رو نشود و جا بخورد؛ چون صاحب صفحه فرسنگ‌ها با آن چیزی که در آن صفحه از خودش ارائه داده، فاصله دارد. نحوۀ بیان و تکلمی که در این صفحه هست، در واقع همان چیزی است که من در طی سال‌ها سعی کرده‌ام با مراجعان به کار ببرم.

ما در مطب سعی می‌کنیم اول از همه روی خوش داشته باشیم، لحن طنز داشته باشیم، بعضی جاها دعوا می‌کنم، بعضی وقت‌ها هم انتقاد می‌کنم. سعی می‌کنیم به حرف همدیگر گوش کنیم. سعی می‌کنیم غرغرها را بشنویم. یک موقع‌هایی من غرغر می‌کنم و یک موقع‌هایی مریض‌ها غر می‌زنند. سعی می‌کنم علاوه بر کار سونوگرافی، آن ارتباط بین دو زن که دارند پدیدۀ مشابهی را که یکی تجربه کرده و دیگری دارد تجربه می‌کند، با همدیگر ببینیم و لذتش را ببریم.

فکر می‌کنم شاید علت اینکه این نوع بیان در صفحۀ ما تا این ‌حد با استقبال مواجه شده همین است؛ چون خودِ خود واقعی آن پزشک است.

خانم دکتر این متن‌ها با نکته‌سنجی بسیاری نوشته شده است. برای نوشتن آن‌ها از پیش برنامه‌ای دارید؟

هیچ‌کسی به‌غیر از من این متن‌ها را نمی‌نویسد و همان‌طور‌که می‌بینید ازنظر ترکیب ادبیاتی و جمله‌بندی خیلی ایراد دارد. خب دلیلش هم این است که واقعاً بیان همان موقع است. یک‌وقت‌هایی این‌ها را وسط همان کار و در حدفاصل خروج مراجع قبلی و آمدن مراجع بعدی به اتاق می‌نویسم؛ چون بعد از آن یادم می‌رود. ممکن است آن حسی که آن موقع دارم، بعداً نتوانم منتقل کنم. به همین خاطر یک‌وقت‌هایی پس و پیش است، جابه‌جاست و من خودم بارها برمی‌گردم و ادیتش می‌کنم یا سپیده‌جان آن را ادیت می‌کند.

بحث داستان‌های مطب را من اول در صفحۀ شخصی خودم شروع کردم. یک‌سری داستان‌های تاکسی‌سواری هم داشتم. صفحۀ شخصی خودم یکجورهایی شبیه صفحۀ بلاگم است؛ چون احساس می‌کنم کاری که انجام می‌دهم بلاگ‌نویسی است و در واقع صفحه‌ای برای تبلیغات نیست.

بعداً که صفحۀ اینستاگرام مطب را ساختم، تعدادی از داستان‌های مطب را منتقل کردم به این صفحه و دیدم که چقدر با استقبال مواجه شد و چقدر همه دوست داشتند.

این اشتراک‌گذاری خاطرات مطب با کاربران کار را به جایی رساند که مراجعه‌کنندگان، یعنی مادران، وقتی که خودشان در تخت می‌خوابند و یک موقع‌هایی به قول خودشان سوتی می‌دهند، بگویند: «وای ما رو داستان مطب نکنی.» یا مثلاً می‌گویند: «این رو می‌تونی داستان مطب بکنی.»

»» مطلب مرتبط : تولید محتوای دندانپزشکی و راه‌های جذب بیمار

خانم دکتر حضور شما در اینستاگرام و انتخاب این رویه چه تأثیری در میزان مراجعانتان داشته؟

بازخورد این صفحه خیلی خیلی تأثیر داشته. مطب من خدا را شکر مطب خلوتی نبوده، ولی من هیچ تبلیغاتی ندارم؛ نه کارتی پخش می‌کنم نه جایی ویزیتور داریم و نه مارکتینگی که مطب را معرفی بکند، آن‌ هم در این وانفسای اطراف ما که پر از مطب‌هایی است که شدیداً روی بازاریابی به‌صورت حرفه‌ای کار می‌کنند و حتی برخی از آن‌ها با پورسانت‌دادن، مریض جلب می‌کنند. از زمانی که اینستاگرام را فعال کردیم، مخاطبان ما خیلی خیلی بیشتر شده و کسانی که قصد مراجعه به ما را داشتند، از طریق اینستاگرام بیشتر شده‌اند.

عکس‌‌العمل کاربران به مدل ارتباطی که در این صفحه انتخاب کرده‌اید چطور بوده است؟

پذیرش این نحوۀ بیان از طرف فالوئرها در بیشتر اوقات، یعنی 99درصد، بازخورد مثبتی بوده و همه تأیید می‌کنند و انرژی مثبت به ما می‌دهند. دوستانی هم در اینستاگرام پیدا کرده‌ام که دلگرمم می‌کنند. ولی خب آدم‌ها هزار جور هستند و سلیقه‌ها بسیار متفاوت است. مطمئناً بازخوردهای منفی هم داریم. بعضی‌ها از این نحوۀ بیان خوششان نمی‌آید. هرچند که خیلی‌خیلی کم هستند، اما من خیلی محترمانه دعوتشان می‌کنم که صفحه را آنفالو کنند و یادآوری می‌کنم که هیچ اجباری برای فالوکردن این صفحه ندارند. این صفحۀ مطب من است و من دلم می‌خواهد با این نحوه بیان با مخاطبانم صحبت کنم و اگر این صفحه آن‌ها را می‌رنجاند و دوست ندارند، می‌توانند آن را دنبال نکنند.

بعضی وقت‌ها هم بازخورد منفی مراجعان ناراضی را در صفحه داریم که اجتناب‌ناپذیر است؛ چون در یک مطب شلوغ همۀ افراد راضی و خوشحال بیرون نمی‌روند و به‌هرحال نارضایتی وجود دارد. آن‌هایی که منطقی و با ذکر نام باشد، کاملاً رسیدگی می‌کنم و جوابشان را می‌دهم، اما بعضی از افراد با آیدی فیک می‌آیند و حرف‌های بسیار نامربوط و نابجا می‌نویسند که به‌شکل دیگری با آن‌ها برخورد می‌کنیم.

خانم دکتر برای آیندۀ این صفحه چه برنامه‌ای دارید و فکر می‌کنید به کدام سمت خواهد رفت؟

اینکه در آینده چه پیش بیاید نمی‌دانم. باید ببینم خود این بچۀ در حال رشد، چه استعدادهایی از خودش بروز می‌دهد. فکر می‌کنم ما هم مثل شما نمی‌دانیم که چه پیش خواهد آمد؛ اما ممنونم از حس خوبی که به صفحۀ ما و کار ما داشتید.

راه‌حل‌های بازاریابی آنلاین برای کسب وکارهامضاحبه

3 دیدگاه ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *